تبليغاتX
حرفهایی برای نگفتن
امروز 

انسانم آرزوست ...

امروز چندمه آذره ؟ می خوام امروزو تو دفترچۀ یادداشتم ثبت کنم و جلوش بنویسم : روزی که حالم از آدم بودَنم به هم خورد !!

بغضی به بزرگیِ همۀ دنیا راهِ گلومو بسته و داره خفم می کنه . دلم می خواد بشینم و به اندازۀ همۀ عمرم های های گریه کنم .

 وای خدااااااااااااا!! دارم دیوونه می شم . ما داریم به کجا می رسیم ؟؟؟ آره با توام ، با تویی که اون بالا نشستی و داری نگاهم می کنی . می بینی چه دنیای مزخرفی داریم ؟؟؟ می بینی اونایی که اشرف مخلوقاتشون خوندی و به خاطر خلقتشون به خودت آفرین گفتی چه جوری دارن به قهقرا می رن ؟؟؟ آره ، حتما" می بینی . پس چرا به دادمون نمی رسی ؟؟؟ کجاست اونی که وعدۀ اومدنشو داده بودی ؟؟؟

می دونی که چقدر اعتقاد دارم به اینکه تک تکِ کارات یه حکمتی داره و بازم می دونی ، اینکه همیشه سعی کردم به خودم یاد بدم که هر وقت هر اتفاقی برام افتاد ، چه خوب و چه بد ، هیچ وقت ازت نپرسم " چرا " .

ولی اینبار می خوام برای بار اول و با صدای بلند ، اونم نه به خاطر اتفاقی که برای من افتاد ، ازت بپرسم چرا ؟؟؟؟

نوشته شده توسط رها در 21:10 | موضوع:
• لینک ثابت   •